علی قورچیان: موزه متحرک کشورم هستم

علی قورچیان جوانی که راه سنت را در پیش گرفته است و تلاش می کند که رشته سواره رزم را نه فقط به دنیا بلکه در کشورمان نیز ترویج کند. وی آنقدر با دنیای اسب ها عجین شده است که موضوع پایان نامه دانشگاهش را نیز بر همین اساس انتخاب کرده است. وی از اینکه توانسته ایران را به جهانیان بشناسد به خود می بالد. گفتگو روابط عمومی فدراسیون سوارکاری را با وی می خوانید:
س: خودتان را معرفی کنید.
ج: علی قورچیان هستم متولد 1351 فارغ التحصیل دانشکده هنرهای دانشگاه تهران کارهای هنری و ورزشی انجام می دهم. مثل موسیقی سنتی مجسمه سازی و سواری استقامت و یک دهه هم هست که هنرهای رزمی سواری کار می کنم.

photo_۲۰۱۷-۰۶-۲۹_۲۰-۰۲-۰۰

س: چطور به اسب گرایش پیدا کردید؟
ج: ما اصالتا اهل طالقان هستیم. تابستان ها که به طالقان می رفتیم من این شانس را داشتم که با حیوانات و طبیعت در ارتباط باشم. مساله ای که بچه های امروز با آن بیگانه هستند. بنابراین دسترسی مرا این شرایط به اسب راحت تر می کرد. در کودکی یکی از افراد خانواده ما که برای من حکم اسطوره را داشت شکارچی بود و یک اسب سفید داشت که من بعدها متوجه شدم به اسب سفید «نیله» می گویند.این امکان را برای من ایجاد کرده بود که «گاهی» سوار اسب شوم. زمانی که کودک بودم و نقاشی می کردم اسب می کشیدم و در دانشگاه نیز مجسمه سازی که انجام می دادم اسب ساختم حتی موضوع پایان نامه من هم اسب بود. «همه اسب هایی که من دوست دارم». من مدتها در گروه های معتبر موسیقی ساز سنتی می زدم. حتی این شانس را داشتم که با استاد ذوالفنون دونوازی داشته باشم. اما تا آن زمان اسب محور زندگی ام نبود هر چند که همیشه در زندگی ام اسب نقش دشت. اما از 7 – 8 سال قبل همه چیز را رها کردم و رفتم دنبال اسب.

س: و شما به دنبال یک موجود جانداری رفتید که در قبالش مسوول هم هستید.
ج: دقیقا وقتی شما می توانید چیزی را خلق کنید پایانی برای آن نیست. ابزار کار شما در مقوله اسب همانطور که گفتید حس دارد و مستقل فکر کند و خطا و اشتباهات خودش را داشته باشد. امتیازات خاص خودش را دارد، گاهی اوقات می توانید احساس کنید که شما را به عرش می رساند و گاهی اوقات تمام تجربیات را زیر سوال می برد. هر روز چیز تازه ای یاد می گیرید که نه دیده بودید و نه می دانستید. برای من کشفش مسیر جالب و جذابی است.

س: دنبال رشته های ورزشی دیگر نرفتید؟
ج: برداشت خودم از شخصیت خودم است. موشکافانه به آن نگاه نکردم. مثلا برای من هیچ وقت قضاوت مردم در مورد گوشی موبایلم جذاب نبوده، اگر دوست داشته باشم که کلاه نمدی سر کنم نه برای اینکه نگاهم کنند بلکه اگر بدانم چه کاربری دارد حتما سرم می گذارم. کار خلاف عرف انجام نمی دهم. در مقطعی همسن و سال های من به فوتبال خیلی علاقه داشتند و بازی می کردند من هیچ وقت زمانم را برای بازی کردن فوتبال با توپ پلاستیکی نگذاشتم. ترجیح دادم که با دستم کمان درست کنم یا بروم مثلا سه روز در کوه بمانم. به دلیل گرایش به طبیعت بوده است. ابزارهای طبیعت یا مدرن هستند مثل عینک آفتابی برای صعود به قله با مارک معروف یا اینکه بدانم ابزارهای سنتی آن چی هستند. سنت گرا هستم، موسیقی را آکادمیک یاد گرفتم ولی موسیقی سنتی بوده است. ایران را خیلی دوست دارم. به گذشته مان خیلی افتخار می کنم. با توجه به اینکه فدراسیون جهانی مان عنوان هنرهای رزمی سنتی نیست و سواره بخشی از این فدراسیون است خوشحالم بعد از اینکه دو سه سال به جزئیات دقیق شدم توانستم به موزه متحرک کشورم بدل شوم. هر دفعه با یک لباس به مسابقات می رفتم، یک بار لباس قشقایی می پوشیدم، یک بار لباس بختیاری می پوشیدم و ساعتها در مورد آن توضیح می دادم. بازتاب این کار من ابتدا فرهنگی بود سپس ورزشی. به فرهنگ گرایش زیادی داشتم. خانواده در شکل گیری شخصیت کودک نقش دارد ولی من خانواده معمولی داشتم که نقشی در این اتفاق نداشتند. مثلا بچه که بودم از من می پرسیدند کلاس چی می خواهی بروی می گفتم خوشنویسی.

photo_۲۰۱۷-۰۹-۲۵_۱۱-۳۲-۵۸

س: مربی هم داشتید؟
ج: مربی سواری و تیراندازی داشتم. البته سواری را به شکل ورزشی آن دنبال کردم پرش کار کردم و مدت زمان طولانی سواری استقامت کار کردم. استقامت تا 120 کیلومتر هم رفتم. زمانی که خانم قره گوزلو زنده بودند و قوانین FEI نبود اسب ها را از کردان می بردیم طالقان و بر می گردانیدم. که من هنوز دارم همین کار را می کنم. لایه اول البرز مرکزی را رد می شوم. از 2800 متر از سطح دریا. معلم خوبی نداشتیم یعنی کسی را نداشتیم. متاسفانه کسانی کار می کردند که با خودشان هم صادق نبودند. سال 89 یک ایمیل برای خودم ساختم دو سه تا مسابقه رفتم و متوجه خیلی مسائل شدم. آدم های بزرگی را دیدم که همیشه قدردان آنها هستم. «هلمی آریچ» اهل ترکیه «میهال سانچسکو» اهل لهستان است و «لوکاس نووتنی» ایشان هم اهل چک هستند که آمریکا زندگی می کنند. ایشان یک دایره المعارف جامع درباره هنرهای رزمی است که حتی در ساخت ابزارها نیز استاد است. هیچ سوالی را بی پاسخ نمی گذارد. صادقانه جواب می دهد.

س: ایران در این رشته پیشتاز بوده است؟
ج: اوج ساخت کمان در دوران صفویه بوده چون بعد از آن سلاح گرم وارد ایران شد. هلمی یک ابزاری به من داد که ترک ها به آن می گویند «زه گیر» من با سه انگشت تیر می زدم، زه گیر را به شست می بندند. قبل از این من دو تا قهرمانی جهان هم با همان روش خودم داشتم. آقای هلمی فقط انگشت منو دیده بود «زه گیر» نقره دوره سلجوق را داد برای من کپی کردند و ساختند و به من هدیه داد. سال 2012 به من هدیه داد و تا سال 2014 من می دانستم که چرا این هدیه را داده است. روش را که عوض کردم افت کردم بنابراین از لوکاس نووتنی پرسیدم که چه کار کنم که زیاد افت نداشته باشم. با راهنمایی های وی تغییری دیدم که بعد از دو سال بسیار برایم ارزشمند بود. شاگردان خارجی داشتم که آنها هم شاگردانی دارند که اگر کسی عکس شان را ببینند می گوید اینها شاگردان علی قورچیان هستند. همه با همین متد کار می کنند. به این ابزار زه گیر می گویند. که گویش های متفاوت دارد. خیلی مایه مباهات است مخصوصا در ترکیه. این مسائل باعث شده که من بیشتر جستجو کنم. این زه گیری که گرفتم با آن کار کردم علیرغم اینکه روش مرا عوض کرد ولی 80 درصد در پیشرفت کارم موثر بود. بشر خودخواه است. من آدم رقابتی هستم اگر ببینم کسی از من بهتر است یقه اش را نمی گیرم آنقدر تمرین می کنم که بهتر شوم. در این مسیر باعث شد که خیلی ها پیگیر این رشته شوند و وارد رقابت شوند. سومی پارسال برای من بهترین نتیجه است. با اینکه دو تا قهرمانی جهان دارم.

photo_۲۰۱۷-۰۷-۲۰_۲۳-۰۹-۲۳

س: در ایران این رشته سرشناس تر است یا خارج از ایران؟
ج: ما ایرانی ها را در دنیا به خاطر این رشته بیشتر از خودمان می شناسند. شهرت ایران در هنرهای رزمی سواره در دنیا از ایران بیشتر است. این رشته برای من مدیریت بحران است، چون اسب موجودی است که حیات دارد تفکر دارد. و باید در لحظه تصمیم لازم را بگیرم.

س: چند کشور در این رشته فعال هستند؟
ج: فدراسیون جهانی به 40 کشور عضو می رسد. آسیایی هایی که فعال هستند. مخصوصا خاورمیانه آدم ها زیادتر هستند تا کشورها. مثلا ترکیه از کل دنیا بیشتر نیروی فعال دارد. ایران، ترکیه مالزی کره جنوبی ژاپن هند و پاکستان در چند رشته خیلی خوب است. به قطر من کمک کردم که این رشته راه اندازی شود. اردن هم دارد. ولی کشور عربی دیگری ندارد.

س: در کشورهای اروپایی هم محور این رشته جنگاوری است؟
ج: در کشورهای اروپایی هم محور جنگاوری است. اما بر اساس قوانین فدراسیون های سوارکاری شان انجام می دهند چون به حقوق حیوانات خیلی اهمیت می دهند.

photo_۲۰۱۷-۰۹-۲۵_۱۱-۳۲-۴۱

س: چند نوع اسب داریم؟
ج: اسب ها دو طیف خونگرم و خونسرد دارند. ترکیب این دو به آن دوخون می گویند. اسب های خونسرد معمولا اسب های اروپای شمالی، درشت تر هستند برای کار خیلی مناسب است. مثلا اسبی که در جنگل ها بایستی تنه های درخت را جابه ج کند بهتر است که اسب خونسرد باشد قرار نیست اسب شلوغی باشد. باید اسب کاری، ریکلسی باشد. اسب خونگرک فعالیت بیشتری دارند خوب می پرند ولی صبوری ندارند برای کارهای پر جنب و جوش مناسب ترند. باشد. برای چوگان اسب خونگرم مناسب است.

س: تا چند سال آینده این رشته در ایران کاملا جایگاه خودش را پیدا می کند؟
ج: در ایران علاقمند زیاد داریم پیگیر هم هستند. تمرین زیاد می خواد باید زحمت کشید. خیلی ساده نیست با دو هفته تمرین نمی توان نتیجه نگرفت. باید خودمان مواظب خودمان باشیم بنابراین نیازی به حمایت نیست. سختی را کمتر کسی قبول می کند. ذهنیت مردم هم لوکس است. گرایش هم به سمت لوکس شدن است. با مدیریت فدراسیون پوشش رسانه ای بهتر شده رسانه به شناخت رشته ورزشی کمک می کند. نسل جوان باید یاد بگیرد که به سختی زحمت بکشد.

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد